ادامه داستان...حضرت فاطمه معصومه س روز به روز بزرگتر می شد و در کنار برادرش امام رضا ع هر روز چیزهای زیادی یاد میگرفت ، به طوری که در کودکی به مقام علمی بالایی رسید.روزی تعدادی از شیعیان ، از راه دور برای پرسیدن سوالات دینی از امام کاظم ع خود را به کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س)...ما را در سایت کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142
ما را در سایت کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143
شکارچی وقتی رسید و این صحنه رو دید خیلی عصبانی شد و گفت این شکار منه زود پسش بدید...!{بچه ها شکار چی امام رضا (ع) را نشناخت}امام رضا (ع) فرمودند :من پول این آهو را به شما می دهم ، شما آن را آزاد کنید.شکارچی قبول نکرد ، همون موقع همه دیدند که آهو چیزی کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س)...ما را در سایت کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110
ما را در سایت کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105
ادامه داستان...حضرت فاطمه معصومه س روز به روز بزرگتر می شد و در کنار برادرش امام رضا ع هر روز چیزهای زیادی یاد میگرفت ، به طوری که در کودکی به مقام علمی بالایی رسید.روزی تعدادی از شیعیان ، از راه دور برای پرسیدن سوالات دینی از امام کاظم ع خود را به شهر مدینه رساندند. اما ...وقتی رسیدند ، خادم امام کاظم ع گفت: امام ع به سفر رفتند ، مردم خیلی ناراحت شدند و گفتند حالا که امام کاظم ع در سفر هستند میشه پسرشون امام رضا ع را ببینیم؟ خادم گفت: امام رضا ع هم خونه نیستند. شیعیان ، نا امید شدند ، خادم نامه هارا از آنها گرفت و گفت کمی صبر کنید....کمی بعد ، با جواب نامه ها برگشت. شیعیان با تعجب پرسیدند اگر امام نیست پس چه کسی سوالات مارا جواب داده؟؟؟خادم گفت:برای این که شما از در خانه امام کاظم ع نا امید برنگردید ، دختر ایشان سالاتتون رو جواب دادند.با اینکه حضرت معصومه س در سن کودکی بود ولی علم بالایی داشت ، چون در کنار دو امام بزرگوار درسهای زیادی یاد گرفته بود.شیعیان خیلی خوشحال شدند و بعد از تشکر بسیار به سمت شهر خودشان راه افتادند. طبقه بندي : توسط : در چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س)...ما را در سایت کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 149